تبليغاتX
اهل سنت و جماعت تالش

شنبه بیست و ششم دی 1388

تفاوت در میان بدعت حسنه و بدعت سیئه

تفاوت در ميان بدعت حسنه وبدعت قبيحه

   اين مدعيان غافل،كه خودرابه دروغ به سلف صالح نسبت مي دهند،

وبه افترابه سلف هجوم جاهلانه وتعصب كوركورانه ودرك وفهم بيمار

گونه وباضيق صدرخودشان باتمام نوآوريهاواختراعات جديد ومفيد به

دشمني برخاسته اندوبه اسنادحديث معروف((كل جديدبدعةوكل بدعة

ضلالة))وهمه آنها باطل وضلالت مي پندارند،وبين انواع بدعت هيچ فر

قي قائل نيستندكه اساس وروح شريعت اسلامي ازاين اعتقادبيزاراست،  

وبرابر شريعت غراء بايد در بين انواع بدعت تفاوت باشد،ولازم اســت

بگوئيم بدعت بردو قسم است يكي بدعت حسنه است وديگري بدعت

قبيحه مي باشد،واين تقسيم مطابق عقل روشن ونظر ثاقب  مي باشـد،و

عقل اين تقسيم را قبول دارد و براي آن ارزش قائل است واين  تـقسيم

بندي چيزي است كه علماي اصولي وگذشتگان اين امت مانند امـام عز

بن عبدالسلام وامام نووي وعلامه سيــوطي ومحلي وابن حجر به جــا

مانده است.

   ومي دانيم كه احاديث نبوي بعضي براي بعضي تفسير است وقسمتي

مكمل قسمت ديگر مي باشد،ولازم است به آنها با نظر تكميلي ملاحظه

شود،وبايد با روح شريعت ومفهوم متفق عليه آن تعبير وتفسير شـوند و

دربسياري از احاديث شريفه درتفسير به عقل عاقل وفهم ثاقب وقلــب

مطمئن كه از درياي بي كران شريعت غرا با مراعات حال واحوال امـت

اسلامي مفهوم آنرادرمي يابد،نيازدارد ونبايد از حدود ومقررات شريعت

ومباني منصوص قرآني پا فراتر نهد.

   از جمله آن احاديث،اين حديث مورد بحث است((كل بدعةضلالة))

كه عقل سليم وذوق صحيح حكم مي كند كه بدعت در اينجا بايد مقيد

گردد به سيئه«بدعت سيئه»كه زير هيچ يك از اصول وقواعد شــرع در

نيايد.

   وياحديث((لاصلاةلجارالمسجدإلافي المسجد))اين حديث هرچندبه

كلي نفي نمازرا از همسايه مسجد مي نمايد،ولي عموم احاديث مــعني

مي دهند كه صلاة مقيد به كلمه كامله است.

   ياحديث((لاصلاةبحضرةالطعام))بازعقل سليم به استنادعموم احاديث

براي صلاة قيد كامله را مي آورد يعني((لاصلوةكاملة)).

 يا حـــديث((لا يؤمن أحدكم حتى يحب لأخيه ما يحب لنفسه)) ..

يعني«ايماناً كاملاً».

   يا حـــــــديث((والله يؤمن والله لايؤمن))سؤال كردند چه كسي يا

رسول خدا؟پاسخ داد((من لم يأمن جاره بوائقه))باز يعني ايمان كـامل.

 يا حديثهاي((لا يدخل الجنة قتات)) .. ((ولايدخل الجنة قاطع رحم و

عاق لوالديه))علما گفته اند در مرحله اول به بهشت داخل نخواهد شد

«دخول اوليه»يا گفته اند كسي اين اعمال را حلال بداند داخل بـهشت

نخواهد شد.

   خــلاصه كـــلام،اين مدعيان دروغين پيرو سلف،اين حديث را بر

مجراي صحيح خود معني نكرده اند وبه انواع تــأويل روي آورده اند.

   پس ثابت شد حديث بدعت در اينجا به «بدعت سيئه» تعبير گــردد

كه بهيچ عنوان تحت يك اصل كلي شرعي قرارنگيرد،علاوه عقل سليم

عموم احاديث واحوال اصحاب كرام هم اين را مي رساند.از جــــمله

حديث((من سن سنة حسنة كان له أجرها وأجر من عمل بها إلى يـوم

القيامة)) .كسيكه يك سنت خوب را داير نمايد براي او اجر آن سـنت

و به اندازه جزاي كسانيكه به آن عمل مي كنند دارد وتا روز قـــيامت

باقي است.پس بدعت اين شـخص ضـلالت نيـست،يا در جاي ديـگر

پيغمبرص فرموده است((عليـــكم بسنتي وسنة الخلفاء الراشدين))يـا

فرمايش عمر رض در مورد نماز تراويح كه گفت«نعمت البدعة هـذه»

اين خوبترين بدعت است.

 

ضروري است كه بين بدعت شرعي وبدعت لغوي فرق گذاشته شود

   بعضي از تقسيم بدعت به حسنه وسيئه انتقاد كرده وبشدت منكر آن

هستند،حتي عده اي از آنان به آنكس كه اين تقسيم را بپذيرد تــهمت

 

فسق وضلالت داده اند وبراي اين گفته خود به فرمايش حضرت رسول

ص استدلال مي كنند كه فرموده است((كل بدعةضلالة))  مي گويند اين

حديث در عموميت بدعت صراحت دارد،ودر وصف آن به ضـلالت باز

تصريح شده است و از اينجا است كه مي گويند آيا در برابر فــــرمايش

شخصيكه اساس شرع از اوست وصاحب رسالت است وگفته است((كل

بدعةضلالة)) امكان دارد مجتهدي يا فقيهي يا هر كس ديگر بتواند قدعلم

كند وبگويد لا،لا(نه،نه)هربدعت ضلالت نيست،بلكه بعضي سيئه وبعضي

حسنه است وبه اين گفته ظاهر فريبانه بسياري از مردم را فريب مي دهند

وبا خود همراه وهمصدا مي كنند،سروصدا برپا مي كنند وسياهه مردم  كه

از درك حقيقت و واقـعيت شــريعت عاجز مانده اند،زياد مــي كنند در

صورتيكه هيچ يك از آنها بويي از روح دين اسلامي نبرده اند.

   وطولي نمي كشد كه آندسته خود را در مشــاكل عديده مــشاهده مي

كنند وحتي در زندگي روزانه خود ناگريز هستند راهي فرار بيابند،چــون

اگرچاره جويي نكنند حتي نمي توانند غذا  بخورند وآب بيــاشامند ودر

جايي سكونت گزينند بلكه نمي توانندلباس بپوشندونفس بكشندوازدواج

نمايند،ويا معامله اي با خود يا خانواده وياغير انجام دهند،چون همه اينها

بدعت و نوظهور مي باشند وكليه آنها بايد ضلالت باشند،وبراي رفع  اين

مشكل ناچار هستند تصريح كنند كه بدعت به دو قــسم ديني ودنــيايي

تقسيم  مي شود.«يا سبحان الله».

   اين مدعيان دروغين و بازيگران به خود اجازه مي دهند اين  تقسيم را

اختراع كنندويادست كم اين اسم واسم گذاري رابه وجود بياورند  و اگر

هم فرض كنيم اين معني در زمان نبوت موجود بوده است،اما به  طــور

تحقيق اين دو اسم بدعت ديني دنيايي اصلاً   نبوده است پس اين تقسيم

و اين اسم گذاري بدعي از كجا آمده است:

   آنها مي گويند تقسيم بدعت به حسنه وسيئه از طرف شــــارع نيامده

است ومخالف شرع است،ما هم مي گوييم تقسيم بدعت به ديني ودنيايي

قابل قبول نيست بلكه عين ابداع واختراع است،پس ضلالت مي باشد.

   پس نتيجه مي گيريم،شارع ص مي گويد((كــل بدعة ضلالة))بــطور

عمومي ومطلق به همين طور هم مي گويد لا-لا«ليست كل بدعت ديـني

ضلالة»بطور اطلاق بلكه بدعت به دو قسم تقسيم مي شود:يك بـــدعت

ديني كه بطور مطلق ضلالت است وديگري بدعت دنيايي است و حكمي

در مورد آن نيست.

   لذا لازم است در اينــجا اين مسئله را بطور مشروح توضيح دهـم كـه

به اميد خداوند اشكالات زياد حل و فصل مي شود وشبهه والتباس از بين

ميرود واين است كه گوينده((كل بدعة ضلالة))شارع حكيم و داناست كه

زبانـش همان زبان شرع است پـس لازم است فهم كلام اورا از نظر شرع

باشد،كه خـودش آورنده آن است.و اگر بـرايت معلوم شد كه بدعـت در

اصل به هـرچيز مي گويند كه تازه وارد وجــديدالاختراع باشد احــداث

واختراعي است كه درامرشريعت ودين ايجاد مي شود تا جزء دين گردد،

ورنگ شريعت به خود بگيرد وبه صورت شريعت درآيد واز آن پــيروي

وبه صاحب شريعت نسبت داده شود،واين بدعت است كه ضلالت است،

وپيغمبر امت خود را از آن برحذر داشته وفـرموده است((مــن أحــدث

في أمرنا هذا ما ليس منه فهو رد))آنچه حد فاصل است در اينجا فرمايش

اوست كه مي فرمايد((في أمرنا هذا))لذا اين بدعت شرعي قابل تقــسيم

نيست.

 وتقسيم بدعت حسنه وسيئه اختصاص به بدعت لفظي ولغوي دارد كه

به معني مجرداحداث واختراع است وجاي شك وترديدنيست نه براي ما

ونه براي مدعيان كه فقط بدعت شرعي ضلالت است ومذموم ومـــردود

ومبغوض مي باشد،اگر مدعيان درك وفهم اين معني رابنمايندومتوجه مي

شوند كه با هم توافق نظر داريم و مورد نزاع واختلافي درپيش نيست.

   وبراي توضيح بيشتر كه فهم ونظرات آن دو فرقه به هم نزديك اسـت،

اين است كه كسانيكه منكر تقسيم هستند،يعني منكر تقسيم بدعت شرعي

هستند،چون بدعت را به ديني ودنـــيايي تقسيم كرده اند،كه اين اعــتبار

وتقسيم ضروري است.

   و آنــدسته كه معتقد هـستند و آنرا به بدعت حسنه وسيئه تقـسيم مي

نمايند بدعت لفظي ولغوي را در نظر دارند،چون ايندسته هم مي گــويند

بدعت در دين وشريعت ضلالت وگناه كبيره است وشكي در آن نيـست،

پس معلوم مي شود كه اختلاف آنها لفظي و در شكل وتعبير است.

   ولي من معتقد هستم،برادرانيكه منكر تقسيم بدعـت به حـسنه وســيئه

هستند وبرادرانيكه آنرا به ديني ودنيايي تقسيم مي نمايند،هيچكدام دقـت

كــافي ولازم را بعمل نياورده اند، زيــرا آن عده كه قائل به تقسيم آن به

ديني ودنيايي هـستند،مي گويندبدعت ديني ضــلالت وگمراهي اســت،

البته اين حق است،اما در مورد بدعت دنيوي مي گويند حكمي راجع  به

آن در ميان نيست،كه در اينجا سخت در اشتباه هستند،چون آنها در مورد

كليه بدعت دنيايي حكم به ابحه وحـــلاليت آن مي نمايند، واين خــطر

بزرگ است، و مي تواند منبع فتنه وفساد بيشماري واقع گردد،لذا  واجب

وضروري است،مسـئله رااين طـورتـشريح كنند هـمانا قـسمتي ازبـدعت

دنيايي خير وقـسمت ديگر شر وفـساد هستند،ماننداينكه خـودمان با رأي

العين آنرا مي بينيم وهيچ كس نمي تواند آنرا انكار نمايد،مگر كــسانيكه

كور ويا جاهل باشند ودر قسمت بدعت دنيايي بايد قيد بالا را ذكر كنند.

   ولي تحقيق اين مفهوم درتقسيم بدعت لغوي به حسنه وسيئه به خوبي

مشهود ومعلوم است كه منكران تقسيم اين را بعنوان بدعت دنيايي تـلقي

كرده اند.

   وايــن تقسيم بندي در نهايت دقــت  وباريك بيني انجام شده اسـت

و مورد قبول همه مي باشد زيرا تمام تازگي را در بر مي گيرد وآنهــا را

تحت ضوابط وقواعد در مي آورد.وتصريح دارد هر امر نوظهور واختراع

گــرديده در دنيا خواه عام باشد يا خـاص بايد آنرا با شريعت اســلامي

بسنجيدتا ببينندحكم اسلامي در مورد اين بدعت چه باشد واين هم فقط

وفقط به اين تقسيم براي بدعت كه حسنه ويا سيئه مي باشدكه از علماي

اصولي روايت شده است،معلوم مي گردد خداوندعلماي اصولي را مورد

رضايت خود قرار دهد كه بسيار زحمت كسيده اند و چنان به تحرير در

آورده انـد كه معاني مــقصوده را به خوبي ادا مي كنند ونــقصي در آن

مشاهده نمي گردد،ونياز به تحريف وتأويل ندارند.

))برگرفته از کتاب مفاهیم یجب ان تصحح- نوشته علامه محقق وسید جلیل القدر وامام شریف ومبارک سید محمد بن علوی مالکی حسنی رحمه الله علیه))

 

نوشته شده توسط محمد در 15:2 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و سوم آبان 1388

اولینها در اسلام(1)

بسم الله الرحمن الرحيم

 

((اولينها در اسلام))

 

1-اولين كسي كه بر اسب سوار شد!

اولين كسي كه بر اسب سوار شد پيامبر خدا حضرت اسماعيل عليه السلام بود{القاري ملا علي .مرقات 130/8 .البدايه والنهايه 27/8}

2- اولين كسي كه در مسجد الحرام منبر ساخت!

اولين كسي كه در مسجد الحرام منبر ساخت حضرت امير معاويه (رض) بود و براي نخستين بار بر فراز منبر كه داراي سه پله بود سخنراني كرد{تاريخ مكه مكرمه}

3- اولين كسي كه ميهمان نوازي كرد!

از سعيد بن مسيب(رح) روايت شده است كه :ابراهيم خليل (ع) نخستين كسي بود كه ميهمان نوازي نمود واولين شخصي كه ختنه نمود وسبيل هايش راكوتاه كرد وپيري(سفيدي) رادر موهاي خودديد نيز حضرت ابراهيم(ع) بود{القاري ملا علي.مرقات325/8}

وامام سيوطي در حاشيه موطا نوشته اند كه:حضرت ابراهيم(ع) نخستين كسي است كه ناخن هايش را گرفت.موي سرشرا فرق نمود ونيز وي نخستين كسي بود كه استحداد نمود شلوار پوشيد، با حنا وكتم خضاب فرمود، بر منبرسخنذاني نمود ودر راه خدا قتال كرد ولشكر را به پنج دسته:ميمنه،ميسره، موخره وقلب،منقسم ومرتب ساخت، ونيز اولين كسي كه معنقه نمود وثريد ساخت.{همان.اشعه اللمعات631/3}

4-اولين اظهار كنندگان مصافحه!

امام بخاري در الادب و ابن منبه در جامع خويش از حضرت انس مرفوعا نقل كرده اند كه اهل يمن نخستين كسي بودند كه مصافحه را اظهار نمودند{همان74/9}

5- اولين شهري كه بعد از طوفان بنا گرديد!

گويند(صنعاء) كه يكي از شهرهاي يمن است نخستين شهري است كه بعد از طوفان نوع(ع) بنا گرديد{مرقات341/10}

6- اولين كسي كه صداي صور را مي شنود!

اولين كسي كه صداي صور راميشنود مردي است كه مشغول ساختن حوض شتران خويش مي باشد.{مشكوه المصابيح.باب لا تقوم الساعه الا علي اشرار الناس الفصل الاول ص 481}

7- اولين بنيانگذار رقص وترانه!

نخستين كسي كه ترانه (غنا) خواند ابليس لعين بود واولين ايجاد كنندگان رقص و...اصحاب سامري بودند كه به گرد گوساله پاي كوبي ورقص كردند واولين اختراع كنندگان قضيب(ني) ملاحده وزنادقه بودند كه به منظور مشغول ساختن مسلمين از كتاب الله دست به چنين كاري زدند.{حاشيه الطحاوي علي الدر المختار 176/4}

8- اولين كسي كه ديوان را ايجاد نمود!

امير المومنين عمر بن الخطاب(رض) اولين كسي بود كه ديوان يعني انچه در ان نام سپاهيان وحقوق انان روح مي گردد را ايجاد نمود.{اشعه اللمعت178/4}

9-اولين كسي كه سائبه را رواج دادو...!

عمرو بن عامر خزاعي اولين كسي بود (سائبه)را رواج دادونيز گفته اند كه وي نخستين شخصي است كه بت پرستي رابنا نهاد وان را موجب تقرب گردانيد ودر بعض روايات عمرو بن لحي امده است ولي ظاهرا هر دو يكي هستند چرا كه عامر پدر او ولحي جدش مي باشد ويا برعكس،كه گاهي به سوي پدر وزماني ديگر به طرف جدش نسبت نموده اند.{همان.276/4.المجله الزيتونيه433/1.فقه السيره النبويه للبوطي ص57.فروغ جاويدان109/1}

10- اولين كسي كه در اسلام اذان گفت!

اولين كسي كه بر اسمان اذان گفت حضرت جبرئيل امين(ع) واولين موذن در اسلام حضرت بلال بن ابي رياح(رض) واولين موذن در مكه ي مكرمه حضرت حبيب بن عبدالرحمن(رض) واولين كسي كه اذان اول در روز جمعه را افزود حضرت عثمان بن عفان(رض)  واولين شخصي كه در مصر منبر ساخت حضرت سلمه(رض) بود.{فتاوي ابن نجيم بهامش الفتاوي الغاثيه ص9-10}

11- اولين طاعون در اسلام!

اولين طاعوني كه در اسلام رخ داد طاعون عمواس بود كه در دوران خلافت حضرت عمر بن الخطاب(رض) در عمواس يكي از قريه هاي بيت المقدس ظاهر شد كه بر اثر ان ظرف مدت سه روز هفتاد هزار تن جان به جان افرين سپردند.{اشعه اللمعات321/4.مرقا145/10

.المنهاج للنووي 65/1}

12-اولين  كسي كه در محشر لباس پوشانده مي شود!

اولين شخصي كه در قيامت لباس پوشانده مي شود حضرت ابراهيم عليه السلام خواهد بود.{مشكوه المصابيح باب الحشر،الفصل الاول ص 483}

13- اولين عربي كه در اسلام تير اندازي كرد!

ار حضرت سعد بن ابي وقاص (رض) نقل شده است كه وي نخستين فرد عرب است كه در راه خدا تير انداخت.{همان 566/2 .احوال مصادر جمله رواه موطاء امام محمد ص554}

14- اولين شهيد احد!

يعضي گويند((مخريق(رض)) يهودي بود وبعضي گويند((اصرم(رض)) بود وبعضي گويند ((عمرو بن همام(رض)) بود.{فتاوي منبع العلوم145/3}

15- اولين شهيد در اسلام!

حضرت سميه (رض) اولين شهيدي است كه در اسلام به شهادت رسيد.{احوال مصادر جمله رواه موطا ص 566}.

16- اولين مسجد در اسلام!

مسجد قبا نخستين مسجد در اسلام است.

17- اولين همسر پيامبر اكرم(ص) كه بعد از وي وفات يافت!

ام المومنين حضرت (زينب بنت جحش(رض) نخستين همسر رسول خدا (ص) مي باشد كه بعد از رحلت ان حضرت (ص) وفات نمود وي در سال 20 هجري انتقال فرمود وحضرت عمر(رض) بر جنازه ي او نماز گزارد.{فضايل اعمال .التعليق الممجد 107/2}

17- اولين خطبه در اسلام!

چون تعداد مسلمانان به 39 نفر رسيد حضرت ابوبكر صديق(رض) در خواست نمودند كه تبليغ اسلام اشكار گردد ابتدا رسول خدا(ص) موافقت ننمودند ولي بعد از اصرار ابوبكر(رض) اجازه دادند لذا ابوبكر(رض) به همراه مسلمين به مسجد الحرام رفته و در انجا به ايراد سخن پرداختند. اين نخستين خطابه وسخنراني در اسلام بود{فضايل اعمال ص217}

18- اوليات ابن جرير طبري!

تا نصف اول سده ي سوم فقط مجموعه اي از اقوال صحابه و تابعين اماده شده بود كه در ان هيچ گونه توضيح وتشريح ، يا نقد وتحليلي وجود نداشت.محمد بن جرير طبري (رح) متوفاي 310 هجري نخستين كسي است كه در نصف اخير سده ي سوم روش گذشته را تغيير و در فن تفسير راه ديگري ايجاد نمود وي تفسير مبسوط وضخيمي در 30 جلد به نگارش در اورد كه در ان برخلاف طرز نويسندگان سابق به اقوال صحابه و تابعين بسنده نكرد بلكه بر ان اضافه نمود وي نخستين كسي است كه در تفسير به توجيه اقوال پرداخت بعضي ها را بر بعضي ديگر ترجيح داد، از اعراب و قرائت بحث نموده وجهت تعيين الفاظ و ومعاني از كلام عرب استشهاد نمود واز اين جهت نخستين تفسير منظم همين تفسير عامه ابن جرير طبري يعني تفسير جامع البيان في تفسير القران مي باشد{تفسير مين بني اسرائل روايات ص39}

19- اولين قاضي شافعي مذهب!

گفته مي شود كه امام ابو زرعه (رح) كه محدث مشهور وجليل القدري است در سده ي سوم هجري نخستين قاضي شام و سپس قاضي مصر گرديد وي نخستين دانشمند سافعي المسلك  بود كه منصب قضاء به وي تفويض شد ودر شام مسلك شافعي بوسيله او منتشر شد.{مولانا محمد تقي عثماني.تراشي ص138}

20- اولين رئيس منتخب جمعيت علماء اسلام درپاكستان!

مولانا شبير احمد عثماني اولين رئيس منتخب جمعيت علماء اسلام  ومولانا  ظفر احمد عثماني به عنوان نائب رئيس ان منصوب گرديد{اكابر علماء ديوبند}

21- پرچم پاكستان براي اولين بار!

پرچم پاكستان براي اولين بار در 14 اگست به دست مولانا شبير احمد عثماني به اهتزار درامد.{همان ص98}

22-نخستين چاپ قران به وسيله غير مسلمين!

بعد از اختراع صنعت چاپ، قران براي نخستين بار در شهر بندقيه در سال 1350 هجري به چاپ رسيد. ولي مقامات كليسا فرماني صادر كردند، داير بر اينكه همه نسخه هاي قران به محض از چاپ در امدن معدوم گردند.

سپس (هنكلمان) در شهر هامبورك در سال 1694 نسبت به چاپ قران اقدام كرد. پس از وي ماراكي در شهر پادو در سال 1698 بار ديگر قران را به چاپ رسانيد.{دانستنيهاي قران ص99}

23- نخستين چاپ قران به وسيله مسلمين!

نخستين چاپ قران توسط مسلمين در سال 1878 در شهر پطرزبورگ روسيه به همت عثمان صورت گرفت، و در همان زمان نسخه ديگري از قران در شهر قازان به چاپ رسيد. بعد نوبت به ايرانيان مي رسد وقران دو مرتبه در ايران چاپ سنگي مي شود يكي در تهران در سال 1248 قمري و ديگري در تبريز در سال 1253.{دانستنيهاي قران ص100}

24- اولين نسخ در اسلام!

نزول ايه (وعلم ان لن تحصوه) كه فرصت نماز تهجد را منسوخ كرد نخستين نسخ در اسلام است.{ر.ك.كشف الاسرار1/48}

25- اولين فرشته اي كه ادم(ع) را سجده نمود!

از عمر بن عبدالعزيز اورده اند كه اولين كسي كه از ملائكه ادم(ع) را سجده كرد، اسرافيل(ع) بود{همان 1/144. البدايه والنهايه 60/1}

26-اولين خانه در اين جهان!

گويند اولين خانه اي كه در اين جهان بنا نهادند خانه كعبه است كه در ماه ذي الحجه بنا شد ودر همين ماه مناسك حج را از جبرائيل(ع) فرا گرفتند ودر همين ماه حضرت ابراهيم(ع) حجاج را از اصلاب پدران به طرف حج فرا خواند{همان361/1}

27- اولين چاپ قران به خط عربي!

اولين چاپ قران به خط عربي در شهر هامبورگ المان در سال 1113 هجري انجام گرفت.{تاريخ قران وشگفتيهاي رسم الخط...ص35}

28-اولين سردار خزاعه كه توليت بيت الله را بعهده گرفت!

پس از جرهم توليت بيت الله به خزاعه رسيد واولين سردارشان (عمرو بن لحي خزاعي) بود.گويند وي340 سال عمر نمود وهزار جنگجو از وي تولد يافت در موسم حج ده هزار شتر ذبح مي كرد وده هزار حله مي پوشاند ودر مقام وشرف به جايي رسيد كه هيچ كس نه قبلا و نه بعد از وي به ان رسيده بود.{المجله الزيتونيه432/1}

29- نخستين كسي كه جمعه را جمعه نهاد!

كعب كه از سران عرب وبزرگان قريش بود براي نخستين بار روز جمعه را كه قبلا عروبه ناميده مي شد جمعه نام نهاد. زيرا وي در اين روز مردم(قريش) را جمع كرده وبرايشان سخنراني مي نمود.{المجله الزيتونيه419/1 .معارف القران 440/8}

30- اولين كسي كه بدنه اي اهداء كعبه نمود!

الياس يكي از اباء رسول اكرم(ص) نخستين كسي است كه به كعبه هدي داد واو بود كه موفق به دريافت سنگي شد كه حضرت ابراهيم(ع) هنگام بنا كعبه بران مي ايستاد{همان426/1}

31- اولين طلائي كه كعبه بهان تزئين گرديد!

اولين طلائي كه كعبه به ان تزئين گرديد طلائي بود كه شيب عبدالمطلب جد رسول اكرم(ص) جهت بر از سوگند داده بود{ همان426/1}

32- اولين كسي كه سيرت پيامبر (ص) رانوشت!

محمد بن اسحاق بن يسار امام المغازي نخستين كسي است كه سيرت نبوي (ص) را به نگارش در اورد.{ همان 441/1.البته در اين مورد اختلاف است كما اينكه در مطالب اينده به نقل از فقه السيره مشاهده خواهيد نمود}

33-اولين مبتكر جشن ولادت در اسلام!

مبتكر جشن ولادت در اسلام پادشاه اربل مظفر الدين بود كه گاهي در هشتم وگاهي در دوازدهم ربيع الاول(جشن ولادت پيامبرصلي الله عليه وسلم ) برگار مي كرد{ همان442/1.مجله درع الاسلام شماره 24 جمادي الاولي 1415 هجري ص 88 كنيه اش ابو سعيد ذكر شده است}

34- اولين مفتي حنفي در تونس!

اولين مفتي حنفي در تونس شيخ رمضان افندي (رح) بود{ صفحات من تاريخ تونس ص 211}

35- اولين بار فكر براي تشكيل پاكستان!

در سال 1930 كنفرانس سالانه مسلم ليگ در اله اباد منعقد گرديد و دكتر اقبال (رح) به عنوان رئيس كنفرانس انتخاب گرديد ، وي در اين كنفرانس براي اولين بار فكر تشكيل پاكستان را ارائه داد.{ شگفتيهاي انديشه اقبال ص25}

36- اولين كسي كه بعد از رانده شدن مسلمين در مسجد قرطبه نماز خواند!

اقبال زماني كه در لندن اقامت داشت از سوي فرانسه ،اسپانيا وايتاليا براي سفر به ان كشور دعوت شد چنانكه به دو كشور اخير سفر كرد ودر مادريد، خطابه هايي در فن اسلامي ايراد نمود وبراي اولين بار در تاريخ ، بعد از بيرون راندن مسلمين در مسجد قرطبه نماز خواند وبر تربت ان اشك ريخت.{ شگفتيهاي اقبال ص25}

37- اولين كسي كه در مكه بعد از ابراهيم(ع) تريد ساخت!

هاشم بن عبدالمطلب جد رسول خدا(ص) نخستين كسي است كه در مكه تريد ساخت وبه مساكين اطعام نمود، از اين جهت به لقب هاشم ملقب شد{ المجله الزيتونيه 436/1}

38- اولين كسي كه به تاريخ اجتماعي پرداخت!

اولين كسي كه در اسلام بلكه ساير امم به تاليف تاريخ اجتماعي پرداخته ابن خلدون است.{ مقدمه فرهنگ فرق اسلامي ص9}

39- اولين كسي كه عقيده معتزله را بر اصول وقواعد فلسفي بنياد نهاد!

ابو هذيل علاف معتزلي شيخ متكلمان بصره(135-226 هجري) اولين كسي است كه عقيده معتزله را بر اصول وعقايد فلسفي بنياد نهاد{مرقات 297/7}

40- اولين كسي كه باب ملامت را بر مجتهدين شيعه گشود!

ملا محمد امين بن شريف استر ابادي (در گذشته در 1033 هجري) موسس مذهب اخباريه(اهل حديث شيعه) طبق مندرجات لؤلؤ البحرين نخستين كسي بود كه باب ملامت را بر روي مجتهدان شيعه بگشود وبه قسمتي كه طائفه شيعه اثنا عشريه به دو شعبه منقسم شدنداخباري ها واصولي ها{دكتر محمد جواد مشكور ،فرهنگ فرق اسلامي ص 40}

41- اولين دولت ودعوت مسلح اسماعليه!

نخستين دعوت مسلح اسماعليه در كشور يمن بود در سال 268 هجري يكي از دعات اسماعيلي معروف به حسين بن حوشب ايراني الاصل بودوگروهي از قبايل يمن را گرد اورده دعوت امام اسماعيل منتظر با ظاهرساخت وعده اي ازقلاع ان ناحيه را فتح كرده موفق به تاسيس اولين دولت اسماعيلي دريمن گرديد.ازاين جهت ملقب به منصور اليمن گشت.{فرهنگ فرق اسلامي ص 5}

42- اولين كسي كه از ميان خلفاء لقب امام گرفت!

نخستين كسي كه از ميان خلفاء لقب امام گرفت، عبدالملك مروان ، وپس ازاو ابراهيم امام، برادر عبدالله سفاح، نخستين خليفه عباسي بود.{همان ص67}

43- اولين كسي كه مذهب باطنيه را اشكار ساخت!

نخستين كسي كه مذهب باطنيه رااشكار ساخت عماربن بديل ملقب به خداش بود كه در خراسان قيام كرد وبه دست اسد بن عبدالله برادر خالد بن عبدالله القسري به قتل رسيد.{همان ص 177}

44- اولين كسي كه به قائل به الوهيت الحاكم بامرالله خيفه ي فاطمي شد!

بنيانگذار مذهب دروزيه كه از درزي به معني خياط گرفته شده است ونام به درستي معلوم نيست. نخستين كسي كه قائل به الوهيت الحاكم بامرالله خليفه فاطمي شد.{همان ص 192}

45- اولين زنديقان!

نخستين زنديقان از مواليان ايراني در كوفه وحيره بودند كه خود را به قبايل عرب نسبت داده عقايد كفر اميز خويش رااشاعه مي دادند.

اولين كسي كه اظهار زندقه كرد جعد بن درهم در عراق بود(مقتول در125 هجري) سپس بشار بن برد. صالح بن عبدالقدوس وابن راندوي وابن المقنع اظهار زندقه كردند{همان ص 211}

46- اولين دولت مستقل شيعه علوي!

ادارسه يا ادريسيان كه سرسلسله انان ادريس بن عبدالله بن حسن  بن حسن بن علي بود واز112 تا 375 بر مراكش وافريقاي شمالي حكومت مي كرد، اولين دولت مستقل شيعه علوي به شمار مي رود{فرهنگ فرق اسلامي ص217}

47- اولين كساني كه قايل به غيبت حضرت علي (ع) ورجعت او شدند!

پيروان عبدالله بن سبا نخستين كساني بودند كه قايل به غيبت حضرت علي(ع) ورجعت او به جهان شدند وگفتند: اوكشته نشده ونميرد تا عرب را با چوبدستي خود براند وزمين را كه ازستم وبيداد پرشده پر از دين وداد كند{همان ص 224}

48- اولين دسته اي كه قايل به توقف امامت حضرت علي(ع) شدند!

فرقه سبائيه نخستين دسته اي بودند كه پس ازحضرت محمد(ص) قايل به توقف امامت حضرت حضرت علي(رض) شدند{همان ص225}

49- اولين ايراني كه به اسلام گرويد!

حضرت سلمان فارسي(رض) نخستين ايراني بود كه به اسلام مشرف شد{همان ص229}

50- اولين كسي كه مسائل اصول فقه را تدوين وتاليف كرد!

نخستين كسي كه مسائل اصول فقه را صورت تدوين وتاليف داد محمد بن ادريس شافعي بود.{همان ص 249}

      

                                                                

 

نوشته شده توسط محمد در 21:51 |  لینک ثابت   •